They Don’t Care About Us

Skin head, dead head
Everybody gone bad
Situation, aggravation
Everybody allegation
In the suite, on the news
Everybody dog food
Bang bang, shot dead
Everybody’s gone mad
All I wanna say is that
They don’t really care about us
All I wanna say is that
They don’t really care about us
Beat me, hate me
You can never break me
Will me, thrill me
You can never kill me
Jew me, Sue me
Everybody do me
Kick me, Kike me
Don’t you black or white me
All I wanna say is that
They don’t really care about us
All I wanna say is that
They don’t really care about us
Tell me what has become of my life
I have a wife and two children who love me
I am the victim of police brutality, now
I’m tired of bein’ the victim of hate
You’re rapin’ me of my pride
Oh, for God’s sake
I look to heaven to fulfill its prophecy…
Set me free
Skin head, dead head
Everybody gone bad
trepidation, speculation
Everybody allegation
In the suite, on the news
Everybody dog food
black man, black mail
Throw your brother in jail
All I wanna say is that
They don’t really care about us
All I wanna say is that
They don’t really care about us
Tell me what has become of my rights
Am I invisible because you ignore me?
Your proclamation promised me free liberty, now
I’m tired of bein’ the victim of shame
They’re throwing me in a class with a bad name
I can’t believe this is the land from which I came
You know I do really hate to say it
The government don’t wanna see
But if Roosevelt was livin’
He wouldn’t let this be, no, no
Skin head, dead head
Everybody gone bad
Situation, speculation
Everybody litigation
Beat me, bash me
You can never trash me
Hit me, kick me
You can never get me
All I wanna say is that
They don’t really care about us
All I wanna say is that
They don’t really care about us
Some things in life they just don’t wanna see
But if Martin Luther was livin’
He wouldn’t let this be
Skin head, dead head
Everybody gone bad
Situation, segregation
Everybody allegation
In the suite, on the news
Everybody dog food
Kick me, Kike me
Don’t you wrong or right me
All I wanna say is that
They don’t really care about us
All I wanna say is that
They don’t really care about us
All I wanna say is that
They don’t really care about us
All I wanna say is that
They don’t really care about us
All I wanna say is that
They don’t really care about us
All I wanna say is that
They don’t really care about us
تاریخ نقاشی ایران از ابتدا تا دوره قهوه خانه
نقاشیهایی از دوران اشکانیان، نقاشی های معدودی بر روی دیوار، که بیشتر آنها از قسمتهای شمالی رودخانه فرات بدست آمده، کشف شده است. یکی از این نقاشیها منظره یک شکار را نشان میدهد. وضعیت سوارها و حیوانات و سبک بکار رفته در این نقاشی ما را بیاد منیاتورهای ایرانی می اندازد.
نقاشیهایی از دوران اشکانیان، نقاشی های معدودی بر روی دیوار، که بیشتر آنها از قسمتهای شمالی رودخانه فرات بدست آمده، کشف شده است. یکی از این نقاشیها منظره یک شکار را نشان میدهد. وضعیت سوارها و حیوانات و سبک بکار رفته در این نقاشی ما را بیاد منیاتورهای ایرانی می اندازد.
در نقاشیهای دوران هخامنشی، نقاشی از روی چهره بر سایر نقاشی های دیگر تقدم داشت. تناسب و زیبایی رنگها از این دوران، بسیار جالب توجه است. نقاشی ها بدون سایه و با همدیگر هماهنگی دارند. در بعضی از موارد، سطوح سیاه پر رنگ را محدود کرده اند.
مانی، (پیامبر و نقاش ایرانی)، که در قرن سوم زندگی میکرد، یک نقاش با تجربه و ماهر بود. نقاشی های او یکی از معجزاتش بود. نقاشی (Torfan) که در صحرای گال استان ترکستان در چین بدست آمد، مربوط است بسال ۸۴۰ تا ۸۶۰ بعد از میلاد. این نقاشی های دیوارنما مناظر و تصاویر ایرانی را نمایش میدهند. همچنین تصاویر شاخه های درختی در این نقاشی ها وجود دارند. باستانی ترین نقاشی های دوران اسلامی، که بسیار کمیاب است، در نیمه نخست قرن سیزدهم به وجود آمده بودند. مینیاتورهای ایرانی (طرح های خوب و کوچک) بعد از سقوط بغداد در سال ۱۲۸۵ میلادی بوجود آمدند. از آغاز قرن چهاردهم کتابهای خطی بوسیله نقاشی از صحنه های جنگ و شکار تزئین شدند.
چین از قرن هفتم به بعد به عنوان یک مرکز هنری، مهمترین انگیزه برای هنر نقاشی در ایران بود. از آن به بعد یک رابطه بین نقاشان بودائی چینی و نقاشان ایرانی بوجود آمده است.
از لحاظ تاریخی، مهمترین تکامل در هنر ایرانی، تقبل طرحهای چینی بوده است که با رنگ آمیزی که ادراک ویژه هنرمندان ایرانی است مخلوط شده بود. زیبایی و مهارت خارق العاده نقاشان ایرانی واقعاً خارج از توصیف است. در قرن اول اسلامی، هنرمندان ایرانی زینت دادن به کتابها را شروع کردند.
کتابها با سرآغاز و حاشیه های زیبا رنگ آمیزی و تزئین شده بود. این طرحها و روشها از یک نسل به نسل دیگر با همان روش و اصلوب منتقل می شد، که معروف است به “هنر روشن سازی”. هنر روشن سازی و زیبا کردن کتابها در زمان سلجوقیان و مغول و تیموریان پیشرفت زیادی کرد. شهرت نقاشی های دوران اسلامی شهرت خود را از مدرسه بغداد داشت.
مینیاتورهای مدرسه بغداد، کلاً سبک و روشهای نقاشی های معمولی پیش از دوره اسلامی را گم کرده است. این نقاشی های اولیه و بدعت کارانه فشار هنری لازم را ندارند. مینیاتورهای مدرسه بغداد اصلاً متناسب نیستند.
تصاویر نژاد سامی را نشان میدهد؛ و رنگ روشن استفاده شده در آن نقاشی را. هنرمندان مدرسه بغداد پس از سالها رکود مشتاق بودند که آیین تازه ای را بوجود آورده و ابتکار کنند. نگاه های مخصوص این مدرسه، در طرح حیوانات و با تصاویر شرح دادن داستانها است.
اگر چه مدرسه بغداد، هنر پیش از دوره اسلامی را تا حدی در نظر گرفته بود، که بسیار سطحی و بدوی بود، در همان دوره هنر مینیاتور ایرانی در تمام قلمرو اسلامی از آسیای دور تا آفریقا و اروپا پخش شده بود.
از میان کتابهای مصور به سبک بغداد میتوان به کتاب “کلیله و دمنه” اشاره کرد. تصاویر نامتناسب و بزرگتر از حد معمول رنگ شده است؛ و فقط رنگهای معدودی در این نقاشیها بکار رفته است.
بیشتر کتابهای خطی قرن سیزدهم، افسانه ها و داستانها، با تصاویری از حیوانات و سبزیجات تزئین شده است. یکی از قدیمی ترین کتابهای کوچک طراحی شده ایرانی بنام “مناف الحیوان” در سال ۱۲۹۹ میلادی بوجود آمده است. این کتاب مشخصات حیوانات را شرح میدهد. در این کتاب تاریخ طبیعی با افسانه در هم آمیخته شده است.
موضوعات این کتاب که تصاویر بسیاری دارد، برای آشنایی با هنر نقاشی ایرانی بسیار مهم است. رنگها روشن تر و از روش مدرسه بغداد که روشی قدیمی بود جلوتر است.
پس از هجوم مغولان، یک مدرسه جدید در ایران به نظر میرسید. این مدرسه تحت تأثیر از هنر چینی و سبک مغول بود. این نقاشی ها همه خشک و بی حرکت و خالص و یکسان، مانند سبک چینی است.
بعد از حمله مغول به ایران، آنها تحت تأثیر از هنر ایرانی، نقاشان و هنرمندان را تشویق کردند. در میان نقاشی های هنرمندان ایرانی میتوان سبک مغول هم مشاهده کرد، لطافت ها، ترکیبات آرایشی، و خطوط کوتاه خوب که میتوان آنها را بشمار آورد. نقاشی های ایرانی بصورت خطی و نه ابعادی می باشد. هنرمندان در این زمینه از خود یک خلاقیت و اصالت نشان داده اند.
هنرمندان مغول دادگاه سلطنتی نه فقط به تکنیک بلکه به موضوعات ایرانی هم احترام گذاشتند. یک بخش از کارشان شرح دادن به آثار ادبی ایران مانند شاهنامه فردوسی بود. میان موضوعات مختلف بیشترین علاقه آنها به تصویریسم (کتابهای با تصاویر زیاد) بود.
بر خلاف مدارس مغول و بغداد بیشترین کارها از مدرسه هرات بجا مانده است. مؤسس این سبک نقاشی مدرسه هرات بود؛ که از نیاکان تیموریان بودند و این مدرسه را بخاطر محل تأسیس آن مدرسه هراتی نامیدند.
متخصاص هنر نقاشی بر این باورند، که نقاشی در ایران در دوران تیموری به اوج خود رسیده بود. در طول این دوره استادان برجسته ای، همچون کمال الدین بهزاد، یک متد جدید را به نقاشی ایران عرضه کرد. در این دوره (تیموریان) که از سال ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۵ میلادی به طول انجامید؛ هنر نقاشی و کوچک سازی به بالاترین درجه کمال رسیده و بسیاری از نقاشان مشهور عمرشان را بر سر اینکار گذاشته اند.
دو کتاب با ارزش از زمان بایسغر باقی مانده است؛ یکی کتاب “کلیله و دمنه” و دیگری کتاب “شاهنامه”. هنر کوچک ایرانی در کتاب شاهنامه که در سال ۱۴۴۴ میلادی در شیراز رنگ آمیزی شده است، بخوبی مشخص است.
یکی از این طرح ها نشان دادن یک منظره زیبا از یک دادگاه ایرانی است که به سبک چینی رنگ آمیزی شده است. کاشی های سفید و آبی ایرانی همراه با فرشهای زیبای ایرانی بصورت هندسی نقش شده است. در یکی از کتابهای دستنویس “خمسه نظامی گنجوی”، سیزده مینیاتور زیبا بوسیله “میرک” کشیده شده است.
ساختگی بودن، حساسیت، و هنر نقاشی های بغداد از طرحهای کشیده شده در کتاب “خمسه نظامی” کاملا مشهود است. این قطعه با ارزش و فوق العاده هم اکنون در موزه بریتانیا قرار دارد. در این قسمت از معماران و مهندسان مشغول ساختمان سازی هستند. این نقاشی در سال ۱۴۹۴ میلادی در هرات نقاشی شده است.
بهزاد، بهترین استاد سبک مدرسه هراتی، این هنر را بسیار بسط داد. او سبک را اختراع کرد که قبل از او هرگز استفاده نشده بود.
یکی از برجسته ترین کارها کتاب شاهنامه فردوسی است که در کتابخانه گلستان ایران قرار دارد. این شاهنامه در زمان سلطان بایسغر که یکی از شاهزادگان تیموری بود؛ به سبک مدرسه هراتی نقاشی شده است.
نقاشی های این کتاب از نگاه رنگ آمیزی و تناسب ترکیب دهنده تصاویر، در بالاترین حد زیبایی و استحکام قرار دارد.
در دوران صفویه مرکزیت هنر به شهر تبریز آمد. و برخی از هنرمندان هم در شهر قزوین ماندگار شدند. اما اصل سبک نقاشی صفویه در شهر اصفهان بوجود آمد.
مینیاتورهای ایرانی، در دوره صفویه در شهر اصفهان، از سبک چینی جدا شده و قدم در راهی جدید نهاد. این نقاشان بعدها به سبک طبیعی متمایل شدند. رضا عباسی مؤسس سبک “مدرسه نقاشی صفوی” بود. در نقاشی های دوران صفوی دگرگونی بسیار عالی در نقاشی ایرانی رخ داد.
طرحهای این دوره یکی از بهترین و زیبا ترین و با سلیقه ترین طرحهای نقاشان ایرانی است که نشان دهنده ذوق نقاشان ایرانی است. مینیاتورهای خلق شده در این دوره(مدرسه صفوی)، هیچکدام منحصراً با هدف مزین کردن کتابها کشیده نشده اند. سبک صفوی بسیار بهتر و ملایم تر از سبک مدرسه تیموریان (هراتی) و مخصوصاً سبک مغولی است.
در نقاشی نقاشان دوران صفوی آشکار شدن تخصص آنها در این رشته بوضوح مشخص است. بهترین معرف از این دوره نقاشی های هستند که در عمارت چهل ستون و عالی قاپو کشیده شده است.
در نقاشی های صفوی، موضوع اصلی شکوه و زیبایی این دوره است. موضوعات نقاشی ها بیشتر حول محور بارگاه سلاطین، اشراف زادگان، کاخ های زیبا، مناظر زیبا و صحنه هایی از جنگ ها است.
در این نقاشی ها انسانها با لباسهای پرخرج نخ کشی، صورتهایی زیبا و مجسمه های ظریف رنگین به طور پر هیجان روشن به تصویر کشیده شده است. هنر نقاشی در طول دوران صفوی هم زیاد و هم دارای کیفیت بهتر شد. در این نقاشی ها آزادی بیشتر و مهارت و دقت بیشتر مشهود است.
هنرمندان بیشتر به اصول کلی پرداخته و از جزئیات غیر ضروری اجتناب، که در شیوه هراتی و تبریزی بکار رفته بود، خودداری کردند. صافی خطوط، بیان زود احساسات و متراکم شدن موضوعات از مشخصات سبک نقاشی صفوی است. از آنجاییکه در اواخر دوران صفوی، از لحاظ جنبه فکری اختلافات جزئی در رنگ آمیزی بوجود آورد، میتوان به ظهور سبک اروپایی در این نقاشی ها پی برد.
نقاشی های دوران قاجاریه (قرن شانزدهم میلادی) یک ترکیبی از سبک هنرهای اروپایی کلاسیک و سبک و تکنیک مینیاتورهای دوران صوفی است.
در این دوران “محمد غفاری (کمال الملک)” سبک کلاسیک اروپایی را در ایران رواج داد. در این دوران سبکی از نقاشی بوجود آمد که بنام “قهوه خانه” شناخته شد. این نوع نقاشی یک پدیده جدید در تاریخ هنر ایرانی است. سبک “قهوه خانه” عامه پسند و مذهبی است. موضوعات این سبک بیشتر تصاویر پیامبران و امامان، شعائر مذهبی، جنگها و نام آوران ملی بودند.
“قهوه خانه ها” رفته رفته جای خود را در بین مردم معمولی باز نمودند. در این مکان داستان سرایان و نقالان داستانهای حماسی و مذهبی را برای مردم بازگو میکردند. هنرمندان همان داستانها را بر روی دیوارهای این “قهوه خانه ها” نقاشی کرده بودند. قبلا در گذشته که پادشاهان و اشراف زادگان نقاشان را پشتیبانی میکردند؛ اما اینبار هنرمندان به درخواست مردم عادی آن مناظر را بر روی دیوارها میکشیدند و به این کار علاقمند بودند.
در بیشتر این قهوه خانه ها این مناظر که بیشتر به درخواست عمومی بود رنگ آمیزی شده بود. زیباترین مثالها در موزه اصلی تهران و همینطور در بعضی از موزه های خصوصی داخل و خارج از کشور نگهداری میشود. نقاشی های ایرانی، یک نوع ملاحت را که بی شباهت به هر چیز دیگر است به تماشاگر عرضه میکند.
آنها یک ارتباط بیکران با داستانهای حماسی نگه داشته اند. نقاشی ایرانی، بعنوان یکی از بزرگترین سبکهای نقاشی در آسیا مطرح است. آسمان های روشن (آبی)، زیبایی شگفت انگیز شکوفه ها و در میان آنها انسانهایی که دوست میدارند و انسانهایی که تنفر دارند، خوشگذران و افسرده، به موضوعات مختلف نقاشان ایرانی شکل میدهند.
منبع :http://www.negarkhane.ir
آنتونیو گائودی
آنتونیو گائودی
تولد: ۲۵ ژوئن۱۸۲۵ رِئوس، اسپانیا
مرگ:۷ژوئن۱۹۲۶بارسلون، اسپانیا
آنتونیو گائودی کُرنت معمار کاتالونیایی، از بزرگترین معماران دو قرن اخیر شناخته میشود. عمدهٔ شهرت او به خاطر سبک منحصر به فرد و غریب و بسیار شخصی ساختههایش به خصوص در شهر بارسلون است . او را پیرو شیوه ی هنر نو دانند.
گائودی در منطقهٔ تاراگونیا از ایالت کاتالونیا به دنیا آمد. پدر، پدربزرگ و پدرجدش و همینطور خانوادهٔ مادرش، همه مسگر بودند. او تحصیلات دبیرستان را در سال ۱۸۷۰ در مدرسهٔ «پیاریست» در رِئوس به پایان رساند و سپس به «مدرسهٔ معماری» بارسلون رفت. خلق خوی پرهیجان و استعداد سرشار او سبب پیشرفت سریع او شد، چنان که سالوادور تاراگوی محقق در مورد او میگوید «همیشه تعلق خود به دیگ و تابهسازان را (خانواده مسگرش ) مهم میشمرد، و بارها گفت که تواناییاش در دیدن اشکال در فضا و عدم نیاز به رسم نقشهٔ آنها از همین پیشینه ناشی میشود.»
در دو سال آخر تحصیل در پروژههای متنوعی با معماران بزرگی از جمله فرانسیس دل ویلار و فونتسره کار کرد و در سال ۱۸۷۸ مدرک معماری خود را دریافت کرد و دفتری در بارسلون باز نمود . در همان سال نقشهٔ نمایشگاه بینالمللی «ماتارو» در پاریس را تهیه کرد. در سال ۱۸۸۳ گائودی کار روی طرح کلیسای جامع خانوادهٔ مقدس (ساگرادا فامیلیا) در بارسلون را آغاز کرد، کاری که تا پایان عمر دست از آن نکشید. بین سالهای ۱۸۹۰ تا ۱۸۹۴ به اند لس سفر کرد و بناهایی در این منطقه ساخت که تأثیری عمیق بر بافت معماری شهرهایی چون لئون و آستوریا گذاشت.
اولین جایزهٔ تالار اجتماعات شهری بارسلون، در سوم سپتامبر ۱۹۰۱ برای عمارت کاسا کالوِت به گائودی اهدا شد. همچنین در ۱۹۱۰ در نمایشگاه هنرهای زیبای پاریس موفقیت فراوانی به دست آورد. یک سال بعد با ابتلا به تب مالت وضع مزاجیش تحلیل رفت و به شدت مریض شد، و برایش مراسم «ویاتیکوم» (مراسم «نان و شرابی» که بعضی فرقههای کاتولیک برای اشخاص در حال مرگ انجام میدهند -عشای ربانی ) اجرا کردند . با این وجود گائودی زنده ماند، و بیشتر وقتش را صرف اتمام طرح کلیسای خانوادهٔ مقدس کرد، هرچند با شروع جنگ جهانی اول اوضاع اقتصادی بارسلون نامساعد شد و اجرای طرحهای گائودی نیز متوقف گشت .
او در دوم ژوئن ۱۹۲۶ بر اثر برخورد با تراموا راهی بیمارستان شد و پنج روز بعد جان باخت.
کلیسای ساگرادا فامیلیا
بارسلون آغاز کار ۱۸۸۴
کلیسای ساگرادا فامیلیا (خانوادهٔ مقدس) بیشک بزرگترین اثر گائودی است. او کار بر روی این بنا را در سال ۱۸۸۴ آغاز کرد و تا زمان مرگش در ۱۹۲۶ دست از آن برنداشت.
ساخت نمای مصائب در سال ۱۹۵۲ تحت نظارت سه تن از همدورهایهای گائودی آغاز شد. نمای تولد مسیح با چهار برج سر به فلک کشیدهاش چشمگیرترین قست بناست، بیشتر سطح آن با مجسمههای بسیاری که تولد و زندگی مسیح را به تصویر میکشند پوشیده شده است، و یکی از شناختهشدهترین مناظر بارسلونا در سراسر جهان به شمار میآید.
نمای تولد مسیح
کلیسای ساگرادا فامیلیا
بارسلون آغاز کار ۱۸۸۴
ارتفاع برجهای ساگرادا فامیلیا ۱۰۰ متر است و به رغم ساخت ساختمانهای بلند در این سالها، در افق شهر کاملاً مشخص است.
این کلیسا به سفارش اتحادیهٔ روحانی پیروان سان خوزه که مالک آن هستند با هدف ترویج بیشتر مذهب کاتولیک آغاز شد و لوئی ی هشتم بعدها نیمی از هزینهٔ آن را از محل اعتباراتی که از سراسر جهان جمعآور ی میکرد و به واتیکان میپرداخت، تقبل کرد.
در ورودی کلیسا که «در امید» نام گرفته در سمت چپ نمای تولد مسیح قرار دارد و با تصاویری از خانوادهٔ مقدس تزئین شده است و سنگی از کوه مونتسرات در بالای آن جا گرفته است.
«در نیکوکاری» در وسط نما قرار گرفته و با تصاویر گیاهان که نمادی از سرود عشق به خالق است و همچنین با صحنههایی از زندگی مریم مقدس و درخت اجدادی مسیح تزئین شده.
نمای تولد مسیح
در امید، سمت چپ نما
در نیکوکاری، دروسط نما
نمای مصائب ، ساگرادا فامیلیا
بارسلون آغاز کار ۱۸۸۴
بخشی از درون کلیسا ساگرادا فامیلیا
کاسا باتیو
گائودی کار بر ساختمان خانهٔ خانوادهٔ باتیو که از تولیدکنندگان متمول پارچه بودند را در سال ۱۹۰۴ آغاز کرد و دو سال بعد بازسازی آن را به پایان رساند. در این زمان شهرت و محبوبیت گائودی به اوج رسیده بود و او به عنوان معمار نابغهای که از همهٔ همعصران خود برتر است شناخته میشد. این بنا مثال خوبی از طراحیهای شهری این معمار به دست میدهد .
خلاقیت گائودی نه فقط در خود ساختمان، که در طراحی داخلی و اثاثیه و مبلمان آن نیز به چشم میخورد و نشان از حساسیت و دقت معمار دارد. مقداری از اثاثیهٔ طبقهٔ اول و اتاق پذیرایی که اکنون دیگر وجود ندارد، در موزهٔ گائودی در پارک گوئل نگهداری میشوند.
سرامیکهای آبی رنگی که دیوارهای داخلی بنا را پوشانده و راهپلهٔ خارقالعاده و همچنین دودکشهایی با اشکال بدیع هر بینندهای را به شگفت میآورد. شایان ذکر است که اتاق زیر شیروانی و تراس ساختمان توسط گائودی طراحی به بنا اضافه شدند. این قسمت از بیرون به شکل پشت اژدهایی دیده میشود که از فلس پوشید شده و ستون فقراتش از یک برجک به صلیبی پنجشاخه منتهی میشود.
کاسا میلا
بسیاری کاسا میلا را موفقترین و اریجینالترین ساختهٔ غیرمذهبیٔ گائودی میدانند. او این بنا را در سالهای ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۰ ساخت.
خود گائودی آن را «لایهای از سنگ که گلها و گیاهان روندهٔ بالکنهایش به آن غنا بخشیدهاند و همواره رنگ آن را تغییر میدهند» توصیف کردهاست.
زیبایی و بدعت کاسا میلا نه تنها در نمای ساختمان، که در اتاقها و پاسیوهای آن نیز به چشم میآیند. دودکشها و مجسمههای متعدد روی تراس ساختمان هم از مناظر فراموشنشدنی شهر بارسلون است.
او در طراحی این بنا هیچ خط مستقیمی بکار نبرد ؛ چون خود را دنباله رو طبیعت میدانست معتقد بود در طبیعت هیچ خط مستقیمی وجود ندارد.
جزئیاتی چند در ساختمانهای گائودی
پارک گوئل بارسلون
ساختمان گلفس
کارگاه کار گائودی
جالب ترین استخر های دنیا
بزرگترین استخر دنیا:
این استخر که در کشور شیلی و در کنار دریا ساخته شده ، نامش به عنوان بزرگترین استخر دنیا در کتاب رکورد های گینس به ثبت رسیده است. طول آن ۱۰۱۳ متر است ، محوطه ای به وسعت ۸ هکتار را پوشش داده و مجموعا ۲۵۰٫۰۰۰ متر مربع آب را در فضای خود جای داده است. برای ساخت این استخر ۱ میلیارد دلار هزینه شده و هزینه نگهداری از آن سالانه ۲ میلیون دلار است.
استخر شیطان :
آبشار ویکتوریا با ارتفاع ۱۲۸ متر ارتفاع در قاره آفریقا درکشور زیمباوه قرار گرفته است. در بالای این آبشار یک استخر طبیعی شکل گرفته که به استخر شیطان معروف است. جریان آب این استخر طبیعی، آرام و در ۴ ماه آخر سال که آب آن کم است می توان در ان شنا کرد. برای افرادی که دوست دارند شنا در ارتفاع و در نوک یک آبشار را تجربه کنند محل بسیار جالبی است.
استخر روی پشت بام :
این استخر روی پشت بام یک هتل ۱۱ طبقه در دالاس، تگزاس ساخته شده است. حدود ۲ متر از این استخر در آسمان معلق است.
بزرگترین استخر سرپوشیده ی جهان :
استخر Ocean Dome در میازاکی ژاپن، تا قبل از اینکه درسال ۲۰۰۷ بسته شود ، بزرگترین استخر سر پوشیده جهان محسوب می شد. این استخر ۳۰۰ متر طول و ۱۱ متر عرض داشت و سقف آن به رنگ آبی آسمان بود که لکه های ابر روی آن نقاشی شده بود.
استخر خون Blood-red pool :
این استخر که کاشی ها قرمز آن، آب آن را قرمز رنگ جلوه می دهد در در تایلند واقع شده است.

عمیق ترین استخر سرپوشیده ی جهان :
استخر Nemo در بلژیک ۳۳ متر عمق دارد و با ۲٫۵۰۰٫۰۰۰ لیتر آب پر شده است
استخر “شهر زیر آب “:
یک موسسه ی تبلیغاتی در هند برای اینکه مردم را نسبت به خطراتی که گرم شدن کره زمین به دنبال دارد اگاه کند، در کف یک استخر ، عکس هوایی آسمان خراش های یک شهر را چسبانده است تا افراد تصور کنند که دارند در یک شهر در اب فرو رفته شنا می کنند.
استخر “بی نهایت” :
استخر infinity در برجهای گنبدی در شبه جزیره ماکائو در جنوب دریای چین واقع شده است.
سانتیاگو کالاتراوا
سانتیاگو کالاتراوا معمار ، هنرمندو مهندس سازه در ۲۸ ژولای ۱۹۵۱ در شهر والنسیا در کشور اسپانیا متولد شد. کالاتراوا دوران ابتدایی و راهنمایی را در والنسیا گذراند و در ۸ سالگی به مدرسه هنر و صنعت وارد شد در آنجا آموزشهای رسمی فرمی کشیدن و نقاشی کردن را یاد گرفت.به محض به پایان رساندن دوره ی متوسطه در والنسیا به قصد نام نویسی در رشته بوم شناسی به پاریس رفت اما به زودی فهمید که علاقه ای به آن ندارد او به والنسیا باز گشت ودر دانشکده تکنیکهای ساختمانی والنسیا ثبت نام کردو تحقیقات و تالیف هایی نیز در این دانشکده داشت.
پس از به پایان رساندن تحصیلاتش او شروع به پذیرفتن پروژه های کوچک مانند طراحی سقف برای کتابخانه ها یا بالکن برای اقامتگاه های خصوصی کرد. اولین پیشنهاد موفقیت آمیز او در سال ۱۹۸۳ طراحی و ساخت راه آهن در زوریخ شهری که او اولین دفتر خود را در آنجا تاسیس کرد بود.
در ۱۹۸۴ کالاتراوا طراحی و ساخت پل باخ درودا در بارسلونا را شروع کرد. این سرآغازی برای پروژه های پلها بود که او را به شهرتی جهانی رساند از جمله شاهکارهای او در پل سازی ، پل زیبای آلامیلو در سال ۱۹۹۲ و پل بیلبائو در سال ۱۹۹۷ و پل آلامدا در سال ۱۹۹۵ می باشد .
تاسیس دومین دفتر وی در پاریس در سال ۱۹۸۹ همزمان با طراحی ایستگاه فرودگاه لیون بود که در سال ۱۹۹۴ تکمیل و به بهره برداری رسید دفتر او در والنسیا در سال ۱۹۹۱ با شروع کار برروی شهرک علم و هنر که یک مجموعه کامل فرهنگی است تاسیس شد.
خلاقیت هنری به همراه رعایت تکنیکهای طراحی از عناصر شاخص کارهای این هنرمند معمار می باشد ،سانتیاگو کالاتراوا شخصیتی که بیشتر به واسطه فعالیتهای معماری اش شهرت یافته است ، به هنر به عنوان انگیزه و محرکی برای خلق آثارش می نگرد ،تمایل وی به هنر در طی سالها را می توان در تعداد مبهوت کننده طراحی ها و مجسمه هایش درک کرد در طی ۲۰ سال گذشته وی بیش از ۶۵۰۰۰ اسکیس و طراحی در آرشیوش جمع آوری کرده است کالاتراوا بیان می کند که گوناگونی و تنوع در طراحی هایش منعکس کننده اهمیتی است که وی به هر جز می دهد، به گونه ای که حتی اندازه و کیفیت کاغذ، ایجاد کننده یک گفتگو میان خود و طراحی است.
کتاب آثار هنری کالاتراوا ، دربرگیرنده حدود ۲۰۰ اسکیس آبرنگ و ترسیمات مجسمه هایی می باشد که وی آنها را مبنای طرحهای معماری اش قرار داده است .بسیاری از موضوعات و فرم های ارایه شده توسط او در این سطح ، به مجسمه هایی تبدیل شده اند که منبع الهامی برای پلها ، ایستگاه های قطار ، فرودگاه ها ، موزه ها و حتی میزهای غذاخوری بوده اند .
کالاتراوا عناوین و جوایز بسیاری کسب کرده است که میتوان به مدال نقره پژوهش و فناوری از پارس در سال ۱۹۹۰ و همچنین مدال طلایی از انجمن “مهندسان سازه ” نام برد. در سال ۱۹۹۳ موزه هنرهای زیبای نیویورک نمایشگاه بزرگی از آثار او تحت عنوان “سازه و زیبایی”بر پا کرد . در سال ۲۰۰۴ مدال طلای موسسه ی معماران آمریکا به او اهدا شد وی در سال ۲۰۰۵ جایزه “یوجین مک در موت” از انجمن هنرهای انستیتوی تکنولوژی “ماساچوست” به وی تعلق گرفت،این جایزه یکی از معتبرترین جوایز هنری در آمریکا است .
معماران بزرگ چه می گویند؟!
معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری را احاطه میکند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمیتوانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارت است از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند.”ویلیام موریس”
هر موقعیت جدید مستلزم یک معماری جدید است! “ژان نوول”
من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح می دهم زیرا ترسیم کردن سریعتر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی می گذارد. “لوکوربوزیه”
اینکه معماری در لحظه ای از خلاقیت بوجود می آید یک حقیقت انکار نا پذیر است زمانی که ذهن درگیر چگونگی تضمین استحکام یک ساختمان و نیز تأمین خواستههایی برای آسایش و راحتی است، برای رسیدن به هدفی متعالیتر از تأمین نیازهای صرفاً کارکردی برانگیخته میشود و آماده میگردد تا تواناییهای شاعرانهای را به معرض نمایش گذارد که ما را برمیانگیزانند و به ما لذت و سرور می بخشند.”لوکوربوزیه”
زمانی که ما با یک تپه و توده خاک به طول شش فوت و عرض سه فوت در جنگل روبرو میشویم که با استفاده از بیل به شکل یک هرم روی هم انباشته شده است، به فکر فرو میرویم و چیزی در درون ما میگوید: اینجا کسی دفن شده است. آن توده خاک معماری است . “آدولف لوس”














































